العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

81

شرح كشف المراد ( فارسى )

الف . اگر مرادتان از خيّر و شرير آن است كه يك ذات و حقيقت محال است ، هم خير محض و يا غالب و هم شر محض يا شر غالب باشد ، آرى ، حق با شماست و يزدان خير محض است نه شر ، ولى اگر مرادتان اين است كه از مبداء واحد و فاعل واحد محال است كه هم خير صادر شود و هم شر . ما مىگوييم : اسناد خيرات و شرور به مبداء واحد بلا مانع است ؛ به دليل اين كه مشاهده مىكنيم كه يك انسان هم مىتواند فاعل خيرات باشد و هم فاعل شرور پس چنين چيزى ممكن است و به زودى ثابت مىكنيم كه هر چيزى در عالم ممكن باشد بلا واسطه يا مع الواسطه مقدور خدا هم هست . ب . اصولا خير بودن و شر بودن در عالم دو صفت ذاتى و حقيقى براى اشيا نيستند كه برخى موجودات خير محض باشد من جميع الجهات ، و برخى ديگر از موجودات شر محض باشند بلكه شر بودن نسبى است ؛ يعنى نسبت به موجود ديگر مىگوييم وجود فلان امر شر است نه اين كه ذاتا و بالنظر به خودش هم شر باشد . مثلا مار و عقرب در عالم موجود است و وجودشان هم فى حد ذاته كمال و خير است ، ولى نسبت به انسان كه مىسنجيم مىگوييم : وجود اينها شر است چون گزنده و مسموم‌كننده و كشنده هستند . ممكن است وجود انسان هم با همه كمالاتى كه دارد براى مار و عقرب شر باشد ، پس همهء موجودات فى حد ذاتها خيرند و كمال و نسبت آنها به يزدان پاك بلا مانع است . پس باز هم قدرت الهى محدود نشد . 4 . ثنويه يعنى دوگانه‌پرستان و قائلين به دو مبداء از قبيل فرقهء مانويه و ديصانيه و . . . مىگويند : مبداء خيرات و نيكىها نور است و مبداء شرور و بدىها ظلمت است و مبداء نور قادر بر شرور نيست ؛ چون سنخيتى ميان آن دو نيست و مبداء ظلمت هم به همين دليل قادر بر خلق خيرات نيست . جواب ما : همان دو جوابى كه از مجوسيه داديم از اين گروه نيز داده مىشود و نيازى به تكرار نيست . 5 . نظام - كه يكى از متكلمين نامى معتزله است - مىگويد : قدرت خداوند محدود است ، از اين جهت كه تنها بر فعل حسن قادر است و بر فعل قبيح قادر نيست . مثلا